تبليغاتX
زخم های هرمس - زجه های رب

 

نوشته های پیشین
 حق الناسی بر گردن الحق
خدایان گناه آلود
الخالق ِ فراموش شده
زجه های رب
توطئه خداوند
آیه های شک بر انگیز و پُر تردید!!!
کاسه های زنجیر شده سقاخانه
متهمی به نام عزوجل
خودکشی (ع )ها
خدا ناجوانمردانه بزرگ است
مسلمانان به بهشت نمی روند!!!
لکه های ننگ روی دامن ذوالجلال
ظاهر تو


 

 

 

زخم های هرمس

 

در زندگی زخم هایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد

موضوع : زجه های رب

(( ۱۵۹)) 

 

و از آن برگ روان در جوی آب چنین صدا بر آمد : کلافه ام هرمس ؛ کلافه. از چه رو اینچنین کلافه و پریشانی و بر خود می پیچی ای پروردگار؟!؟ هرمس اینطور لفض قلم با من صحبت نکن چون بیشتر کلافه ام می کنی. هرمس تو انگار کور شدی و نمی بینی که چطور بر تعداد کرکس ها و بوقلمون ها افزوده می شود! خداوندا یک اشارهٌ تو بر متعادل نگه داشتن آنها کفایت می کند. هرمس بار آخرت باشد این طور خطابم می کنی و حرف می زنی. برای همین کلافه ام چون کنترل این ((حیوانات نیایش گر)) از دستم خارج شده . هفت سال پیش فهمیدم مردم (من) را گم کرده اند و فکر می کنند زیرعبای روحانیون پشمالو پنهان شده ام و یا (من) را در لای کتاب هایی که نمی توانند بفهمند چه نوشته ، جستجو می کنند.

آری انگار تو را گم کرده ایم ای همه جا حاظر. هرمس دلم گرفته برای اینکه هیچ یک از شما آدم ها اسم کسی که زباله های منزلتان را جمع می کند، نمی دانید. دلم گرفته از اینکه شما آدم ها فقط برای بهشتم پدر بزرگ ها و مادر بزرگ هایتان را تر و خشک می کنید (نه برای انسانیت). دلم گرفته از آدم های که (( با هم می جنگند ولی یکدیگر را نمی شناسند. ولی برای کسانی می جنگند که یکدیگر را خوب می شناسند)). دلم گرفته از پسران و دخترانی که به یکدیگر عشق می ورزند تا به رختخوابِ هوس برسند. دلم گرفته؛ چون هیچ یک از شما آدم ها دیگر (من) را در خوشحالی خود شریک نمی کنید و یادی از (من) نمی کنید.

دلم گرفته؛ برای اینکه دیگر هیچ یک از شما آدم ها شب زنده دار نیستید تا پرواز خفاش ها را نگاه کنید.

برای همین دل گرفتگی هاست که آسمان شب بیشتر وقتها صاف و پُر ستاره نیست.

چرا ساکتی هرمس؟ ای آفریننده ،حال تو را تنهاترین و دلتنگ ترین ..... یافتم. هرمس تمامش کن و اینطور مضحک با (من) حرف نزن. خداوندا مگر یادت رفته، تو در کتابت همینگونه با ما ( هرمس و تو) سخن گفتی. طوری که انگار یک پادشاه تکیه زده بر تختی بزرگ هستی و ما ( هرمس و تو) یک رعیت برهنه و تا پهنای صورت در خاک سجده کرده. برای همین ما ( هرمس و تو) رعیت وار با تو سخن می گوییم.

مهم نیست هرمس پس مثل یک رعیت بنشین و به فریاد هایم ،به ناله هایم و گله هایم از دست این رعیت های کرکس گونه و بوقلمون صفت گوش کن تا کمی سبک شوم.

آه متاسفم ای خداوند خداوندگان صدای مؤذن می آید باید بشتابم به سوی نماز و در صفوف اول نماز قرار گیرم و شکرانه بخوانم. ناله هایت را بگذار  بعد از اتمام نمازم الان وقت برایم تنگ است. وای بر تو ای هرمس! تو هم مثل تمام کسانی که گفتگوی با (من) را فقط در نماز خواندن میمون وار خلاصه می کنند احمق هستی!!!

+ نوشته شده در  جمعه 1386/05/05ساعت 1:59  توسط هرمس | 

برای هرمس هیچ وقت سن . جنسیت و تحصیلات آدمها مهم نبوده و نیست.‏ بلکه افکار . تفکر و نوع نگاه افراد به دنیای اطرافشون برای هرمس از همه چیز مهمتره .‏ پس خیلی راحت میتوانید افکار و تفکرات خود را بازگو کنید تا هرمس آنها را در وبلاگ انعکاس دهد.  

Web Counter
Web Counter

زخم های هرمس


پیوندها

اهدای عضو
مثنوی معنوی
صادق هدایت
دکتر علی شریعتی
سایت رسمی هدایت
مثل آب برای شکلات
در ستایش دیوانگی
آوای آزاد
ستاره شمال
گندم
و حال باز مانده ام چرا ؟
جسد
هزار توی ذهن
روزها و کاغذهای مچاله
یه دل کوچولو
سایه
افق روشن
فریاد از سکوت
آنجل
آشغال
دختر بچه اهوازی
تنها شبگرد
سنگ کاغذ قیچی
مهر گیاه
مسیحا
رسول اردیبهشت
ژاندارک
دختر بارانی
سحر
ترنم لحظه ها
آخرین نفس
دیگری
دومان
ساز شکسته
کیشرا
جزامی
دین گمشده بشریت
مخالف فیلترینگ


 RSS 





هرمس

 

نوشته های قبلی

آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386