(( ۱۵۹))
چقدر احمق هستند کسانی که فکر می کنند الوهاب در ساعت ها و لحضات خاصی به آنها نزدیک تر است آنها چگونه می توانند الماجد را فقط در زمان اذان و در حال نماز خواندن و در مکه به خود نزدیک تر تصور کنند در حالی که حضور او در پیرامونمان از حضور خود ما پُررنگ تر و پُرمعنا تر است . و همواره مواظب است تا نخ نازک بادبادک هایمان پاره نشود.
چگونه است که حاجیان در تمامی طول زندگی خود او را در کنار خودشان نیافته اند و برای یافتنش ، بت پرستانه به سلاخ خانه یک میلیون و هفتصد هزار گوسفند می روند تا فقط حضور او را به خود نزدیکتر حس کنند.
نمی دانم که چرا دیگر هیچ کسی با دیدن غذا خوردن یک سوسک آشپزخانه به یاد عظمت العظیم نمی افتد؟
ولی در عوض با دیدن یک برج بزرگ (ساخته دست بشر) و یا با دیدن قتل عام مردم نام او را بر لب جاری می کنند!!!
ای آفرینندة کفتارهای وحشی نمی خواهم از تو در زمان و مکان خاصی یاد کنم پس به هرمس بیاموز که در هر باز و بسته شدن دریچة سه لتی قلبش از تو یاد کند.
مهم نیست که باور می کنید یا نه ! ولی نیاز به نوشتن این مزخرفات در کثیف ترین جا به ذهن هرمس خطور کرد. پس او آنجا هم می تواند باشد و حضورش را حس کرد.

